X
تبلیغات
رهسپار - نظریه شغلی هالند(درخصوص طبقه بندی تیپ شخصیتی افراد)

چهار فرضیه فوق با پنج فرضیه‌ی ثانویه، تکمیل شده‌اند که هم در مورد افراد و هم در مورد محیط‌ها صادقند. هدف از فرضیه‌ها یا مفاهیم ثانویه تعدیل یا تعیین پیش‌بینی‌ها یا توضیح‌هایی است که از مفاهیم اصلی مشتق شده‌اند. هالند در طبقه‌بندی خود که شخصیت افراد را بر شش نوع تقسیم می‌نماید، برای هر کدام از این انواع شخصیت خصوصیاتی به شرح زیر معتقد است: ‌

 (1نوع واقع‌بین

از خصوصیات افرادی که در این طبقه قرار می‌گیرند می‌توان جدیت در کار، واقع‌بینی در امور، مهارت مکانیکی، تفکر علمی، قدرت جسمانی، علاقه و هماهنگی در کارها را نام برد. فرد واقع‌بین چنانچه با مشکلاتی مواجه شود راه حلهای عملی برای مشکلات جستجو می‌کند. افراد واقع‌بین بیشتر به مشاغلی که به مهارت‌های فنی نیازمند است اشتغال می‌ورزند.

 (2نوع معنوی

از خصوصیات بارز افرادی که در این طبقه قرار می‌گیرند می‌توان تفکر، سازمان‌دهی و قدرت استدلال را نام برد. این طبقه از افراد روابط اجتماعی را زیاد دوست ندارند، کمتر به تغییر رشته تحصیلی در دانشگاه می‌پردازند، گاه به رویاپردازی در مورد پیشرفت‌های آینده خود مبادرت می‌ورزند و از انجام مشاغل پیچیده که نیاز به تفکر دارد لذت می‌برند. این افراد خلاق، مستقل، پیشرونده، کمرو و محتاط می‌باشند.

 (3نوع اجتماعی

افراد این طبقه دارای رغبت‌های اجتماعی می‌باشند و نقش معلمی یا روان درمانگری را ترجیح می‌دهند. افراد نوع اجتماعی انسآن‌هایی مسئول و بشردوست هستند و قراردادهای اجتماعی را می‌پذیرند. در ایجاد روابط انسانی مهارت دارند. در عین حال از حل عقلانی مسائل گریزانند و از کارهای بدنی و فعالیت‌های سازمان یافته خوششان نمی‌آید.

4) نوع قراردادی یا سنتی

این عده احترام خاص برای حفظ قوانین و مقررات قائلند و به خوبی به کنترل خویش قادر می‌باشند. دوستدار نظم و ترتیب هستند و از موقعیت‌های پیچیده گریزانند و به فعالیت‌های جسمانی و اجتماعی تن در نمی‌دهند.

 5) نوع تهوری

افراد نوع تهوری در گویایی بسیار مهارت دارند، ماجراجو هستند، اجتماعی می‌باشند و در فعالیت‌هایشان نقش غالبی را بر عهده می‌گیرند. در جستجوی قدرت و موقعیت هستند و می‌کوشند تا رهبر شوند و در امور مالی و تجارتی و نظایر آن‌ها مهارت کسب کنند.

 6) نوع هنرمند

افراد این طبقه در شناسایی و بیان خصوصیات خود مهارت دارند. روابط حسنه‌ای با دیگران برقرار می‌سازند، از نظم و ترتیب به دورند، در روابط خود با دیگران حساسند، کمتر به کنترل خود می‌پردازند و به سادگی در مورد عواطف و احساسات خود صحبت و گفتگو می‌نمایند. این عده به صفات زنانه بیش از صفات مردانه گرایش دارند و به مبارزه با مشکلات محیطی از طریق ارائه آثار هنری اقدام می‌نمایند.
سازش و هماهنگی بین نوع شخصیت و نوع محیط باعث سازگاری بیشتر با شغل و حرفه می‌گردد که به نوبه خود به رضایت شغلی منجر می‌شود.

هالند نوع شخصیت فرد را با سیاهه ترجیح شغلی اندازه‌گیری می‌کند. زیرا معتقد است هر فردی که به سوی نوع خاصی از شخصیت بیشتر گرایش داشته باشد، در آن طبقه قرار می‌گیرد. سیاهه ترجیح شغلی هالند بر این اصل استوار است که انتخاب شغل مستقیماً با نوع شخصیت ارتباط دارد. بنابراین ارتباط مشاغل نوع زندگی فرد را مشخص می‌سازند. در نتیجه به نظر هالند سیاهه ترجیح شغلی و پرسشنامه‌های رغبت شغلی همانند پرسشنامه‌های تعیین نوع شخصیت هستند.

تحقیقات انجام شده

  هالند (1958) با توجه به استدلال فوق، به ایجاد سیاهه ترجیح شغلی  اقدام نموده است و آن را با پرسشنامه تعیین شخصیت معادل می‌داند. سیاهه ترجیح شغلی هالند تعداد سیصد عنوان شغلی را شامل است که پاسخگو باید ترجیح و یا عدم رغبتش را نسبت به هر کدام از مشاغل ذکر شده اعلام نماید. هالند در آغاز کار برای تهیه سیاهه ترجیح شغلی خصوصیات جسمانی، عقلانی، فعالیت‌های کلامی، عوامل عاطفی، واقع‌بینی، نظم و ترتیب و رضایت را مورد توجه قرار داد و برای هر خصیصه نمره‌ای را در نظر گرفت. بعدها از طریق کاربرد روش‌های آمار اعتبار داخلی برای سیاهه ترجیح شغلی تعیین شد و خصوصیات دیگری نظیر کنترل، فعالیت و جدیت در کار، صفات مردانگی و علاقه به جنس مخالف بدان اضافه گردید. تحقیقات دیگری که در زمینه سیاهه ترجیح شغلی هالند به عمل آمده است ده معیار شخصیتی جدید را مشخص نمود که عبارت از فعالیت جسمانی، معنویت، احساس مسئولیت، نظم و ترتیب، فعالیت کلامی، احساسات، کنترل فعالیت و جدیت در کار، صفات مردانگی ـ زنانگی، و موقعیت می‌باشند.

ارزشیابی نظریه هالند

   نمونه تحقیق را دانشجویان باهوش تشکیل می‌دهد. گر چه کسب اطلاعات در مورد این عده حائز اهمیت می‌باشد، ولی نمی‌تواند منعکس کننده خصوصیات اعضای کل جامعه باشد.
هالند به شش نوع شخصیت اشاره می‌کند. شاید عده‌ای از افراد را به هیچ عنوان نتوان در یکی از این طبقات قرار داد.

والش  و همکارانش (1972) نکات مثبت نظریه هالند را به شرح زیر بر شمرده‌اند:
1) با گذشت زمان نظریه هالند با توجه به نتایج تحقیقات و اطلاعات بدست آمده تکامل پیدا نموده است.
2) تحقیقات انجام شده در مورد نظریه هالند انواع شخصیت و نیز انواع مدلهای محیطی را که هالند متذکر شده تأیید نموده‌اند.

3) سازگاری فرد با محیط به رضایت فردی و در نتیجه به رضایت شغلی می‌انجامد.
4) نظریه هالند تا حد زیادی ساده و روشن بیان شده است.
5) نظریه برای توصیف رفتار، مبانی و مفاهیم ضروری را در بر دارد.
6) نظریه هالند قابلیت تست‌پذیری را داراست و تا کنون مقدار بسیار زیادی تحقیق را موجب گردیده است.
7) شواهد نشان می‌دهند که با توجه به خصوصیات شخصیتی تا حدی می‌توان به پیش‌بینی شغلی فرد اقدام کرد.

8) افراد به شدت می‌خواهند در محیط‌هایی به کار مشغول شوند که سازگار با خصوصیات آن‌ها باشد.

کاربرد نظریه هالند

  یکی از کاربردهای نظریه هالند که برای مشاوران می‌تواند فوق‌العاده حائز اهمیت باشد، طبقه‌بندی مشاغل است. به کمک این طبقه‌بندی مشاور نوع شخصیت مراجع را با یکی از روش‌ها مثلاً کاربرد سیاهه ترجیح شغلی می‌شناسد، نوع محیط شغلی مناسب را نیز مورد شناسایی قرار می‌دهد، سپس به مراجع یاری می‌نماید تا سازش و توافقی بین آن دو ایجاد کند. این روش به نظریه سنتی خصیصه عامل تا حدودی شباهت دارد.
به نظر هالند هدف راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای آن است که به افراد کمک شود تا مشاغلی را که با خصوصیات شخصیتی آن‌ها سازگارتر است انتخاب نمایند. نظریه هالند کاربردهای زیر را نیز دارد:
1) ارائه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای به ساده‌ترین صورت ممکن بطوریکه عملاً قابل استفاده و کاربرد باشد.
2) توصیف جریان انتخاب شغل و ارتباط آن با نوع شخصیت فرد.
3) فراهم آوردن امکانات و فرصت‌هایی برای خودشناسی و شناخت نیازهای محیطی.
برای تهیه اطلاعات شغلی و حرفه‌ای می‌توان از سیاهه ترجیح شغلی هالند و یا پرسشنامه رغبت‌سنجی شغلی استرانگ استفاده کرد. تمام اطلاعات حاصله از این پرسشنامه‌ها را می‌توان به صورت نوع شخصیت درآورد. سپس فرد با توجه به شش نوع شخصیت در مسیر معینی راهنمایی گردد. مشاوران باید در مورد هر یک از انواع شش‌گانه شخصیت به جمع‌آوری اطلاعات مناسبی اقدام نمایند.
طبقه‌بندی هالند برای برنامه راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه‌ای کاریابی‌ها نیز حائز اهمیت است. مشاوران شغلی و حرفه‌ای با توجه به شش نوع شخصیت مهارت‌های لازم برای احراز هر شغل را قبلاً تعیین می‌کنند و سپس با توجه به شناخت کارجو او را در مسیر مناسبی راهنمایی می‌نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 11:16  توسط   |